تبليغاتX
زمینی که می خواد آسمونی باشه!!!!
يه عطش مونده به دريا
يه قدم، مونده به رويا
يه نفس، مونده به آغاز
يه غزل، مونده به پرواز
يه ترانه مونده تا يار
يه طنين، مونده به آوار
يه ستاره مونده تا روز
يه سفر، مونده به ديروز...

بگو تا لحظه ي ديدار
چندتا لب ريختگي مونده
چندتا بغضِ تلخ نشکن
چندتا آوازِ نخونده ...

با تو تا تو مي رسم من
بي حساب سردِ پيرهن
ميگذرم از اين گذرگاه
واسه پيدا کردنِ ماه

واسه کشفِ آخرين زخم
تا پُل معلّق اخم
سر ميرم تا لبِ بارون
تا شبِ گريه ي مجنون.....

خیلی هم دلتان بخواهد. خیلی هم مگر چش است؟ بهتر از این است که اینجا را خاک بردارد.  عنکبوت از بالا ویژ بخورد تا پایین.
در ضمن خیلی هم سخت است . اینکه یکی هی  بگوید شیطنک کن و تو آنقدر مرض نباشی که به حرفش گوش بدهی.
این وقت شبی ، همین !

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 1:27  توسط زائر دلتنگ  |