تبليغاتX
زمینی که می خواد آسمونی باشه!!!!

یا من فی حکمته لطیف!

 

خدایا ! آگر هر که را تو از انسانی می ستانی ، خود جایش نمی نشستی ، چه سخت بود این بریدنها و از دست دادنها و اکنون چه حلاوت غریبی دارد، این رفتن ها و جایگزین شدنها !! ۱

 

سلام!

اول بگم که من " زائر دلتنگ  " نیستم !!

دوستشم! 

امروز وقتی که بر حسب عادت بعد از وب خودم ، اومدم اینجا ، یه حس بد داشتم !

 

سکوت اینجا یهویی اذیتم کرد!

و از اونجایی که این آخر سالی ، فضای واقعیمون هم پر از سکوت شده ، گفتم اینجا رو آپ کنم و از این سوت و کوری درش بیارم ، شاید فرجی شد!

 

این روزا همه توی سکوت بهت انگیز نشستیم تا 86 با تمام خاطراتش ، کوله بارش رو برداره و بره !

انگار یه جورایی ازش دل خوشی نداریمو داریم بیرونش می کنیم !

همین دیشب بود که داشتم به صاحب اینجا می گفتم : کاش این هفت هشت روزه هم زود بره !

و اون گفت : کاش کلا هشتادو شش به جز سفر مکه امون نابود می شد.

و ناخودآگاه این بیت به ذهنم رسید :

 

ما خیر ندیده ایم از سال قدیم

این سال جدید نیز تحویل شما

 

اما دیدم  زیادی ناشکریه !

خیلی اتفاقاتی که ما ازشون خسته و دلزده ایم یا پشیمون و نادم ، اغلب تجربه ای هستند که ازشون استفاده نمی کنیم و چون دائم مشغول سرزنش و غر زدن هستیم از باب این اتفاقها ، یاد نمی گیریم که دفعه ی بعد که جریانهای مشابه این رخ داد چی کار کنیم ، یادمون میره این دفعه تجربه است اما اگر یک بار دیگه تکرار بشه ، حماقته !

 

شمارش معکوسمون واسه سفر مشهد شروع شده ، یعنی یک ماهی هست که شروع شده ،

نمی دونم اگر امام رضا (ع) رو نداشتیم ، چه می کردیم ! ۲

 

آقا جان ، یه گوشه ی دنج حرمت رو به همه دنیا نمی دم !

ممنون که این روزا این قدر می شکنیم ، تا شاید یه ذره ، فقط یه ذره ، دلم خونه ی عشقت بشه !

 

 

قربون کبوترهای حرمت

 

--------

۱ ) این قدر حلوا، حلوا می گیم تا دهنمون شیرین بشه !

۲) در حریم آقا ، دعاگو هستیم !

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 16:2  توسط زائر دلتنگ  | 

 

هرگز کسي اين گونه فجيع به کشتن خود برنخواست که من به زندگي نشسته ام....

 ...اومدم از تمام دوستای خوبم خداحافظی کنم و حلالیت بطلبم. شاید دوباره یه روزی شروع کنم. الان انگیزه ای برای ادامه دادن ندارم!!!!

فعلا...

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 15:1  توسط زائر دلتنگ  |