تبليغاتX
زمینی که می خواد آسمونی باشه!!!! - دلم هواي خدا كرده....

 

فكر كن از اين ديوارها خسته شده باشي، از اين كه مدام سرت مي خورد به اين محدوده هاي تنگ خودت.

فكر كن دلت هواي آزادي كرده باشد، نه آن آزادي كه فقط مجسمه اي است و به درد سخنراني و شعار بيانيه مي خورد يك جور آزادي بي حد و حصر.

فكر كن دلت از رنگ ها گرفته باشد، از رياها، چهره هاي پشت رنگ ها، دلت بي رنگي بخواهد، فضاي شفاف يا بي رنگ.

فكر كن يك حال غير منطقي بهت دست داده باشد كه هر استدلالي حوصله ات را سر ببرد. دلت بخواهد مثل بچه هاپات رو بزني زمين و داد بزني كه من اين را مي خواهم و منظورت از اين خدايي باشد كه همين نزديكي است يك دفعه ميانه ات با خداي دورِ استدلاليون بهم خورده باشد يك جور حوصله ات از اين حرفها سر رفته باشد. دلت بخواهد لمسش كني.

دلت هواي خدايي را كرده باشدكه مي شود سر گذاست روي شانه اش و غربت سال هاي هبوط را گريست. خدايي كه بغل باز مي كند تا در آغوشت بگيرد حتي صدايت مي كند " و سارعوا الي مغفره من ربكم..."

خدايي كه مي شود دورش چرخيد و بهش گفت " الهي دورت بگردم" بابا زور كه نيست!! من الان يه جوري ام دلم نمي خواهد خدايم پشت سلسله علت ها و معلول ها ته يك رشته دور و دراز ايستاده باشد مي خواهم همين كنارم باشد.....

 دلم هواي يك خانه ساده مكعبي رو كرده. سر گذاشت روي شانه هاي سنگي آن خانه و گريست و حس كرد كه صاحب خانه نزديك است. مي شود پرده خانه را گرفت، جوري كه انگار دامنش را گرفته اي.

حتي حسرتش هم شيرين است.

 

امشب اول ذي الحجه است دعا يادتون نره كه خيلي دلتنگم.

 اين روز ها هواي چشم من باراني است و طوفان دلم غوغايي....

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 6:10  توسط زائر دلتنگ  |